رمان خانم صاحبخانه | فئودور داستایوفسکی

رمان خانم صاحبخانه

نویسنده : فئودور داستایوفسکی

مترجم : پرویز داریوش 

ناشر : آبان

معرفی و خلاصه رمان خانم صاحبخانه :

داستایوفسکی رمان خانم صاحبخانه را بعد از مردم فقیر، همزاد و آقای پروخارچین نگاشت. در رمان خانم صاحبخانه با مردی نیمه دیوانه و از دنیا رو گردانده مواجه می‌شویم که درصدد است تلخی شرنگی را که چشیده، سر دیگری تلافی کند و در این میان خود دچار شراره‌ی عشقی می‌شود که معتقد است زن تقدیم او می‌کند.زن که دنبال چیزی‌ست که سرنوشت از او دریغ داشته است، هستی خود را به‌پای مرد می‌ریزد اما مرد توجه نمی‌کند و دل زن را می‌شکند و در این کشاکش دل مرد هم شکسته می‌شود.این داستان مورین و کاترین است. اردنیف خاصیت برق را در شب ظلمانی دارد. یک لحظه می‌درخشد تا خواننده در پرتو حضور او صحنه‌ی زندگی مورین و کاترین را خوب ببیند.داستایوفسکی معلم اخلاق نبود تا خوب و بد تصویری را که کشیده به ناظران نشان بدهد. از همین روی در رمان خانم صاحبخانه برای مورین و کاترین نه محکومیتی می‌توان یافت و نه تجلیلی. این دو تن راهی از زندگی را برگزیده بودند، که خوب یا بد، به‌رفتن یا زیستن می‌ارزیده است.  ( منبع )

پاراگراف‌های منتخب رمان خانم صاحبخانه :

ادامه خواندن “رمان خانم صاحبخانه | فئودور داستایوفسکی”

رمان مردم فقیر | فئودور داستایوفسکی

رمان مردم فقیر 

نویسنده: فئودور داستایوفسکی 

مترجم : کاظم انصاری

ناشر : جاودان خرد

 

معرفی و خلاصه رمان مردم فقیر :

 

رمان مردم فقیر نخستین اثر داستایوسکی در سال ۱۸۴۶ بود که او را مشهور کرد. ارتباط و پیوند رمان مردم فقیر ، حتی پیروی از سبک داستان شنل گوگول را در آن می‌توان به‌خوبی دید. رمان مردم فقیر  نامه‌نگاری‌های روزانه‌ی یک مرد و زن است که عشق پاک انسانی، فداکاری، از خودگذشتگی، صمیمیت و وفاداری بی‌پایان حکایت دارد.

 

پاراگراف‌های منتخب رمان مردم فقیر :  ادامه خواندن “رمان مردم فقیر | فئودور داستایوفسکی”

نگین

نگین

کتاب خواندن را دوست دارم چون کتاب ها بی‌منت و چشم‌داشت می‌بخشند.

فهرست‌ مطالب