داستان کوتاه زنده به گور | صادق هدایت

داستان کوتاه زنده به گور

نویسنده: صادق هدایت

منتشر شده در مجموعه داستان زنده به گور

 

معرفی و خلاصه‌ی داستان کوتاه زنده گور :

 

داستان کوتاه زنده به گور داستان کوتاهی است به قلم صادق هدایت که در پاریس نگاشته شد. هدایت در داستان کوتاه زنده به گور اثر حالات روحی یک بیمار روان‌گسیخته را به تصویر می‌کشد. داستان کوتاه زنده به گور حاوی خاطرات جوانی تنها و بدبین است که در پایان با خوردن تریاک دست به خودکشی می‌زند. بسیاری داستان کوتاه زنده به گور را پاره‌ای از زندگی خود هدایت می‌دانند. داستان کوتاه زنده به گور به چندین زبان زنده دنیا از جمله فرانسه و انگلیسی ترجمه شده است.

 

پاراگراف‌های منتخب داستان زنده به گور  : 

 

دیگر به مرده‌ها حسادت نمی‌ورزم، من هم از دنیای آنها به شمار می‌آیم. من هم با آنها هستم، یک زنده به گور هستم…


حالا دیگر نه زندگانی می‌کنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم می‌آید و نه بدم می‌آید، من با مرگ آشنا و مأنوس شده‌ام.


من دیگر نمی‌خواهم نه ببخشم و نهبخشیده بشوم. نه به چپ بروم و نه به راست، می‌خواهم چشم‌هایم را به آینده ببندم و گذشته را فراموش بکنم.


کسانی هستند که یک ستاره شومی سرنوشت آنها را اداره می‌کند، زیر بار آن خردمی‌شوند و می‌خواهند که خرد بشوند …


حالا میدانم که خدا با یک زهر مار دیگری در ستمگری بی پایان خودش دو دسته مخلوق آفریده: خوشبخت و بدبخت. از اولی‌ها پشتیبانی می‌کند و بر آزار و شکنجه دسته دوم بهدست خودشان می‌افزاید. حالا باور می‌کنم که یک قوای درنده و پستی، یکفرشته بدبختی با بعضی‌هاستادامه خواندن “داستان کوتاه زنده به گور | صادق هدایت”

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام