نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن | ژان پل سارتر

نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن 

نویسنده : ژان پل سارتر

مترجم : صدیق آذر

ناشر : جامی

معرفی و خلاصه‌‌ی نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن :

نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن  درباره گروهی از پارتیزان های فرانسوی در جنگ جهانی دوم را است که طی یک عملیات به سرکردگی مرد جوانی به نام ژان، توسط پلیس دستگیر شده و مورد شکنجه هایی سخت و کشنده قرار می‌گیرند تا محل اختفای ژان را لو دهند. این شخصیت ها شامل یک مرد یونانی (کانوریس)، یک جوان دانشجوی پزشکی (هانری)، یک مرد معمولی (سوربیه)، یک زن جوانِ عاشق (لوسی) و برادر نوجوان او (فرانسوا) هستند.نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن  را شاید بتوان ثمره‌ی مطالعات و نظریات سارتر در زمینه فلسفه اگزیستانسیالیسم (اصالت وجود) دانست که به وضوح بر پایه این فلسفه بنا شده است.مضمون اصلی نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن  نکوهش جنگ است. درواقع علی‌رغم همه تأکیدی که شخصیت‌ها بر گذشته، روابط و جایگاهشان دارند رشته اصلی از دست نمایشنامه نویس خارج نمی‌شود و تأثیر و عاقبت جنگ و مبارزه بر تک تک شخصیت‌ها با پیشرفت داستان عمیق‌تر و پررنگ‌تر می‌شود. سارتر که البته خود در دوران جنگ جهانی می‌زیسته است به باورپذیرترین شکل ممکن فشار ناشی از وقوع جنگ و شرایط اسفناک مبارزه را به تصویر می‌کشد.سارتر در نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن  خود شخصیت ها را به مثابه نمادهایی در جامعه در نظر می گیرد. برای مثال ژان نمادی ست از حاکمی بی رگ و ریشه که تحت هیچ شرایطی حاضر به پایین آمدن از تخت پادشاهی خود نیست. او به منظور حفظ قدرت خویش زیردستانش را قربانی می‌کند. وقتی که رفقا تک به تک به اتاق بازجویی و شکنجه احضار می‌شوند، ژان حاضر به دفاع از آنها و تسلیم خود نیست و برای این تسلیم نکردن دلیل قانع کننده‌تی ندارد. او حتی در راه عشق لوسی، که (در ابتدا) تنها و تنها بخاطر او پا به این مبارزه گذاشته است نیز حاضر به تسلیم خود نمی‌شود و حتی راضی به این می شود که زن را هتک حرمت کنند و او باز هم دم نزند. همچنین در مقابل تصمیم گروه برای کشتن فروانسوا ذره ای تقلا نمی‌کند و هنگامی که هانری در حال خفه کردن پسر نوجوان است تنها می‌نشیند و نظاره می‌کند و وقتی کار از کار می گذرد تازه سر به شیون و مویه برمی‌دارد. ( منبع )

پاراگراف‌های منتخب نمایشنامه مرده‌های بی کفن و دفن :

بیشتر بخوانید

بلندی‌ های بادگیر

-رمان بلندی‌های بادگیر

نویسنده : امیلی برونته

مترجم : علی‌ اصغر بهرام بیگی 

ناشر : نشر نو با همکاری انتشارات جامی 

 

معرفی و خلاصه رمان بلندی‌های بادگیر :

 

یکسال بعد ۱۸۴۸ امیلی برونته بر اثر بیماری سل از دنیا رفت. بعد از انتشار موفقیت آمیز «جِین اِیر» اثر شارلوت برونته در تابستان ۱۸۴۷، رمان بلندی‌های بادگیر در زمستان همان سال منتشر شد که بعدها کارشناسان و نقادان آن را یکی از بهترین رمان ها در تاریخ ادبیات انگلیسی به شمار آوردند. رمان بلندی‌های بادگیر در کنار «جِین اِیر» از قله های داستان نویسی است. بیش از ۱۵۰ سال است که خوانندگان بیشماری در نقاط مختلف جهان رمان بلندی‌های بادگیر  را می خوانند. انواع نقدها درباره اش نوشته اند و آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی براساس آن ساخته اند. امیلی برونته نویسنده رئالیستی است که رمان بلندی‌های بادگیر را به زبان ساده روزگار خود نوشته است، اما رگه های رمانتیسم و سنت داستان نویسی گوتیک و فضاهای خیالی و حتی جادویی در کارش نمایان است. به طوری که بعضی از نقادان رمان بلندی‌های بادگیر را«گوتیک» هم خوانده اند. به هر حال رمان بلندی‌های بادگیر درباره عشقی ست قدرتمندتر از مرگ، و شور و سودایی خارق العاده، بی همتا و مرموز که گذشت زمان از جاذبه اش نمی کاهد ( منبع )

رمان بلندی‌های بادگیر
رمان بلندی‌های بادگیر

 

پاراگراف‌های منتخب رمان بلندی‌های بادگیر :

 

_من هم دیشب گریه کردم.

_آری تو با شکم گرسنه و سرِ پرغرورِ خود حق داشتی دیشب گریه کنی. آدم‌های مغرور برای خودشان غم‌وغصه درست می‌کنند.


پسرکِ من، یادت باشد که اگر قلب پاک و مهربانی داشته باشی خیلی بهتر از چشمان آبی و پیشانی برجسته است، و زودتر می‌توانی مورد محبت مردم واقع شوی. بیشتر بخوانید

دختر کشیش

رمان دختر کشیش

نویسنده : جُرج اُروِل

مترجم: مهدی افشار

ناشر : جامی

 

معزفی و خلاصه رمان رمان دختر کشیش :

 

رمان دختر کشیش  کتابیست نوشته جورج اُروِل نویسنده انگلیسی که اولین بار در سال ۱۹۳۵ در شهر لندن توسطVictor Gollancz منتشر شد. رمان دختر کشیش همچون نوشته‌های دیگر جورج اُروِل یک داستان انتقادی است.رمان دختر کشیش کتابی است با دنیایی متفاوت و نگارشی ساده تر از هر چیز که اُروِل تاکنون نوشته است. شخصیت اصلی رمان دختر کشیش (دوروتی) است که در محیطی خشک، یعنی خانهٔ پدرش (کشیش) زندگی می‌کند. دوروتی دختری است که از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شده است. هر چند دوروتی تا حدودی روحیهٔ منحصر به فردی دارد.

رمان دختر کشیش
رمان دختر کشیش

پاراگراف‌های منتخب رمان دختر کشیش : 

 

اگر آنان را می‌فریفت و مغزهایشان را آکنده  از مزخرفات و خزعبلات می‌کرد، تنها برای یک هدف بود: هرچه می‌خواست بشود، لکن او شغل خود را حفظ کند.


آن رویدادها، وقایعی مربوط به گذشته بود که می‌بایست فراموش شود. آنها ناخوشایند بودند اما دیگر مطرح نبودند.آن حوادث دیگر واقعا مهم نیستند، منظورم وقایعی مانند بی‌پولی و بی‌غذایی است حتی وقتی شما کاملا گرسنه هستید و از گرسنگی در رنج، در درون شما چیزی تغییر نمی کند.


زنانی که ازدواج نمی‌کنند فرسوده می‌شوند مثل درخت سروی که خشک و پژمرده می‌شود بیشتر بخوانید