رمان همسایه‌ها

رمان همسایه‌ها

نویسنده: احمد محمود

ناشر : امیرکبیر

 

معرفی و خلاصه‌ی رمان همسایه‌ها :

 

رمان همسایه‌ها نگاهی به زندگی پایین‌ترین طبقات مردم ایران در شهر اهواز و از دیدگاه جوانی به نام خالد است. زمان داستان در دوره ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق است و به نوعی می‌توان گفت فعالیت‌های حزب توده و تاثیرات آن در طبقه پایین و عمدتا کم سواد کشور را برای بسیج شدن در حرکت ملی کردن صنعت نفت نشان می‌دهد. از این بابت می‌توان گفت که گرایش‌های ذهنی و سیاسی نویسنده به صورتی کاملا پررنگ در متن داستان به چشم می‌خورد. رمان همسایه‌ها در نهایت با کودتای ۲۸ مرداد به پایان می‌رسد، هرچند در هیچ یک از مراحل داستان وقایع سیاسی و تاریخی ملی شدن صنعت نفت به صورت مستقیم به چشم نمی‌خورد و تنها بازتاب آنها در میان مردم طبقه پایین کشور دیده می‌شود. ( منبع )

رمان همسایه‌ها
رمان همسایه‌ها

پاراگراف‌های منتخب رمان همسایه‌ها :

 

بس كه وعده شنیدیم، وعده دونمون دراومد. هرچه بیشتر فلاكت می‌كشیم، بیشتر به اون دنیا حواله‌مون میدن.


آسمان مثل شیر بریده ای است که جابجا ؛رگه های خون تویش دویده باشد .رو شهر ،انگار که سرپوش گذاشته‌اند .یک سرپوش مفرغی .خورشید اصلا رحم ندارد .روزبه‌‌روز به زمین نزدیک تر می‌شود .روزبه‌روز بزرگتر و داغ‌تر می‌شود .


خیابان حکومتی را تازه آسفالت کرده‌اند .هنوز نصف بیشترش سنگ چین است .همه‌ی چراغ‌های خیابان حکومتی روشن است .با خیابان خانه‌ی ما خیلی فرق دارد .خاک تا زانو .باران که بزند ،لجن تا زانو و هیچ وقت ندیده‌ام که همه ی چراغهایش روشن باشد .

ف . فرامرزی

ف . فرامرزی

تمام وقت‌های فراغتم رو کتاب می‌خونم و از مطالعه لذت می‌برم و می‌نویسم ، گاه دل‌نوشته ، شعر و یا داستان کوتاه ...

فهرست‌ مطالب - تلگرام