داستانک گاوچران | نویسنده ناشناس

گاوچرانی به سوی شهر می‌تاخت و در یکی از میکده‌هایِ آنجا توقف کرد تا گلویی تَر کند. متأسفانه مردم محلیِ این شهر به دله دزدی از غریبه ها عادت داشتند.هنگامی که گیلاس مشروب‌اش را تمام کرد متوجه شد که اسبش را ربوده‌اند.به مشروب فروشی بازگشت و هفت تیرش را با چابکیِ خارق العاده‌ای در دستانش چرخانده، رو به بالا پرتاب کرد و بدون اینکه بالای سرش را نگاه کند آن را بین زمین و آسمان قاپید و سپس گلوله ای به سویِ سقف شلیک کرد.با قاطعیت هرچه تمام تر فریاد زد: کدام یک از شما مار صفت‌ها اسبم را ربوده اید؟
کسی پاسخی نداد.
_بسیار خوب، یک آبجویِ دیگر می‌نوشم و اگر تا قبل از تمام شدنش اسبم آن بیرون سرجایش نباشد کاری را که در تگزاس انجام دادم تکرار می‌کنم، و باید بگم که هیچ دلم نمی‌خواد مجبور بشم کاری که در تگزاس انجام دادم رو تکرار کنم. بیشتر بخوانید

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام

اخبار چاپ مجموعه داستانک

کتاب قارچ ها و آدم ها

مجموعه داستانک قارچ‌ها و آدم‌ها ( داستان‌های برگزیده‌ی نخستین مسابقه‌ی داستانک نویسی سایت شهروند ادبیات ) منتشر شد.برای تهیه‌ی کتاب با ناشر آن تماس بگیرید.اگر هم عجله ندارید، صبرکنید در نمایشگاه کتاب تهران آن را تهیه کنید.

 ۰۹۱۳۹۳۹۸۷۳۳
شماره تلفن آقای حسین سبزه‌صادقی (مدیر انتشارات فرهنگ عامه ) ، در صورت پاسخگو نبودن برایشان در تلگرام پیغام بگذارید.


مجوز چاپ کتاب صادر شده است و در نوبت چاپ «انتشارات فرهنگ عامه» قرار دارد و به‌زودی منتشر خواهد شد.


دوستانی که تاکنون داستانشان در کانال شهروند ادبیات منتشر شده و عزیزانی که داستانشان برای چاپ در مجموعه داستانک گروهی انتخاب شده است ، برای عضویت در گروه داستانک‌نویسان ، به آی‌دی یا شماره‌ی زیر در تلگرام  پیام بدهند:

https://t.me/adabvand_ad

۰۹۳۰۵۷۷۴۷۸۷


داستانک ها را خیلی وقت است ویرایش کردیم و چون ناشری که از ابتدا برای چاپ مجموعه  در نظر گرفته بودیم ، بد قولی کرد کمی به‌ دردسر افتادیم .یکشنبه ۱۲ آذر ماه بالاخره توانستیم با آقای حسین سبزصادقی دوست شاعرمان که مدیریت نشر فرهنگ‌عامه را بر عهده دارند به توافق برسیم و کتاب را برای دریافت مجوز به ارشاد بفرستیم .اگر اتفاق خاصی نیفتد به‌زودی شاهد چاپ کتاب خواهیم بود.تا همین جا هم به‌خاطر تاخیر پیش آمده شرمنده‌ی شما عزیزان هستیم .

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک چشم‌ها | راضیه رضوی

مردی جعبه‌های بیرون از مغازه را مرتب می‌کند. چشمش به پیرمرد گدا که می‌افتد لبخندی بر لبانش نقش می‌بندد؛ می‌رود و پشت پیشخوان می‌ایستد. در حالی که دستانش را به‌هم می‌مالد، نگاه مشتاقش را به پیرمرد که حالا وارد مغازه شده، می‌دوزد. پیرمرد با دستانی لرزان سکه‌ها را از جیب‌هایش بیرون آورده و روی پیشخوان می‌گذارد. مرد سکه‌ها را به طرف خودش می‌کشد و شمارش شروع می‌شود: صد، ششصد، هشتصد… هم‌زمان تعدادی از سکه‌ها غیب شده و در چشمانش مخفی می‌شوند. شمارش ادامه دارد: سه هزار و دویست، سه هزار و هفتصد… پیرمرد با دقت به صدایش گوش سپرده و منتظر ایستاده. آخرین سکه ده هزار تومان را تکمیل می‌کند، آخرین سکه‌های پیرمرد همیشه عددها را بیشتر بخوانید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام