چهار صندوق

نمایشنامه چهار صندوق
نویسنده: بهرام بیضایی
ناشر: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

 

معرفی و خلاصه ی نمایشنامه چهار صندوق : 

نمایشنامه چهار صندوق یک نمایشنامه‌ی کاملاً سیاسی است که در سال‌های قبل از انقلاب نوشته شد، اما هر بار جلوی چاپ و اجرای آن گرفته شد. تا اینکه پس از سال‌ها تلاش، نویسنده‌ی این کتاب توانست مجوز چاپ این اثر را بگیرد، اما هرگز موفق به اجرای آن در ایران نشد.بهرام بیضایی در نمایشنامه چهار صندوقه، چهار شخصیت اصلی را محوریت داستان قرار داده و از چهار رنگ زرد، سرخ، سبز و سیاه استفاده کرده است که هر کدام گویای طبقه‌ی خاصی از جامعه با طرز فکری بسیار متفاوت است: رنگ زرد نماد قشر متفکر و فرهیخته، رنگ سرخ نماد طبقه‌ی سرمایه‌دار یا بورژوآ، رنگ سبز نماد توده‌ی مذهبی و رنگ سیاه نمادی از مردم است.در ابتدای نمایشنامه چهار صندوق شاهد تفاوت‌هایی میان این چهار شخصیت هستیم؛ بنابراین برای آنکه با هم متحد شوند و شرایط را به نفع خودشان تغییر دهند، تصمیم می‌گیرند یک مترسک درست کنند که مطیع و فرمانبردار آنها باشد و یک اسلحه نیز به او می‌دهند تا در مواقع نیاز، مخالفانشان را از میان بردارد و به اصطلاح خودشان «مجهزش می‌کنند.»ناگهان مترسک اسلحه را به‌سمت آنها می‌گیرد و از دستوراتشان سرپیچی می‌کند و حالا این مترسک است که بر این چهار نفر حکومت می‌کند.مترسکِ داستان نمی‌خواهد هم‌قَدَری داشته باشد، زیرا بیم آن دارد که مبادا بر او غلبه کند. با تفنگ و شلاقش آن چهار شخصیت را وادار می‌کند که از او اطاعت کنند و برای اینکه با هم متحد نشوند، از آنها می‌خواهد که هر یک برای خود صندوقی بسازد و‌ جداگانه در آن زندگی کند.مدتی می‌گذرد و آنها به زندگی خود در این صندوق‌ها عادت می‌کنند، صندوقی که آزادی عمل را از آنها سلب کرده و همه‌چیز را باید آن‌گونه که مترسک می‌خواهد انجام ‌بدهند.این چهار شخصیت به‌تدریج‌ متوجه می‌شوند که باید از صندوق‌هایشان بیرون بیایند و درست زندگی کنند.در‌این‌میان، ‌سعی بر آن دارند که خود را از این شرایط نجات دهند و صندوق‌های خود را بشکنند که دیگر به آنجا باز نگردند. رنگ سیاه که نماد مردم است، اول از همه این کار را می‌کند، اما بلافاصله پس‌ازآن، بقیه مردد می‌شوند و مدام تصمیمات گوناگون می‌گیرند. دراین‌فاصله، گویا مترسک داستان خواب است و از نقشه‌ی آنها بی‌خبر؛ اما به‌مجرد‌اینکه بیدار می‌شود، دستور می‌دهد و با فرمان وی سرنوشت تک‌تک‌ آنها مشخص شده و داستان تمام می‌شود.مترسک داستان هم نماد حکومت ظالمی است که همه‌چیز را در راستای حفظ و‌ بهبود منافع خود می‌خواهد و در این راه از هیچ ستمی (روحی و جسمی) دریغ نمی‌کند.شاید بتوان گفت که دیدن این نمایشنامه بر روی صحنه‌ی تئاتر قطعاً دلچسب‌تر از خواندن آن خواهد بود. به امید روزی که شاهد اجرای آن باشیم.

بخش های زیبای نمایشنامه چهار صندوق : بیشتر بخوانید

آزاده رمضانی

آزاده رمضانی

کتابت را دوباره بخوان، و این‌بار با دقت بیشتر: خیلی چیزها از آن یاد خواهی گرفت.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

ناگازاکی

ناگازاکی
نویسنده : اریک فی
مترجم : سعیده بوغیری
ناشر : گل‌آذین

معرفی و خلاصه ی کتاب ناگازاکی : 

 

ناگازاکی با روایت ماجرای مرد پنجاه و شش ساله‌ای به نام «شیمورا» آغاز می‌گردد. شیمورا کارمند اداره‌ی هواشناسی‌ست. او مجرد است و تنها هم زندگی می‌کند. گاهی که دوستان همکارش تصمیم می‌گیرند بعد از ساعت کار اداره سری به کافه‌ای جایی بزنن او همراهی‌شان نمی‌کند. شیمورا ترجیح می‌دهد به سکوت خانه‌اش باز گردد و شامش را، تحت هیچ شرایطی، دیرتر از ساعت۱۸:۳۰ نخورد. او تا همین اواخر موقع خروج در خانه‌اش را قفل نمی‌کرد، زیرا محله‌شان محله‌ی امنی است. تا اینکه اتفاقی می‌افتد. شیمورا کم‌کم احساس می‌کند بعضی لوازم خانه‌اش خیلی کم جابه‌جا شده‌اند. ظرف ماست توی یخچال اندکی از جایی که دیروز گذاشته بود تکان خورده است. وقتی ظرف محتوی آبمیوه‌ای که در یخچال بود را با خط‌کش اندازه می‌گیرد متوجه می‌شود از نوشیدنی داخلش که موقع رفتن پانزده سانت بود حالا تنها هشت سانتینتر باقی مانده است. شیمورا دچار تشویق می‌شود، از یخچالش عکس می‌گیرد، فاصله اشیاء و حجم‌شان را اندازه می‌گیرد و در دفترچه‌ای می‌نویسد. به خودش شک می‌کند. آیا ذهنش دچار این وسواس شده است؟

ناگازاکی
ناگازاکی

رمان ناگازاکی برگرفته از رویدادی واقعی‌ است که روزنامه‌های ژاپنی بسیاری در ماه میِ ۲۰۰۸ شرح آن را نوشتند. اریک فی که مدرک تحصیلی‌اش را در رشته‌ی روزنامه‌نگاری از مدرسه‌ی عالی روزنامه‌نگاری لیل گرفته و در حال حاضر در آژانس خبری رویترز کار می‌کند، از این ماجرا یک رمان می‌نویسد. ناگازاکی در بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۰ جایزه‌ی بزرگ رمان آکادمی فرانسه را از آنِ نویسنده‌اش می‌کند. ( منبع )

بیشتر بخوانید

نگین

نگین

کتاب خواندن را دوست دارم چون کتاب ها بی‌منت و چشم‌داشت می‌بخشند.

فهرست‌ مطالب

کتاب بودن

کتاب بودن
نویسنده : یرژی کاشینسکی
مترجم : مهسا ملک‌مرزبان
ناشر : آموت

معرفی و خلاصه ی کتاب کتاب بودن :

کتاب بودن استوار بر یک پیرنگ ِساده‌ است. مردی که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون از یک باغ ندارد یک روز از باغ خارج می‌شود و جهان ِپیرامون‌ش عرصه‌ای هموار می‌شود برای تغییر موقعیت او. موقعیتی از هیچ به سوی نهایت آرزوهای دور و دراز ِبشری. باقی ِداستان از این تغییر وضعیت ِناگهانی وام می‌گیرد.کتاب بودن با زاویه‌ی دید سوم‌شخص بیان شده و دارای صحنه‌پردازی ِملموس و زنده است. وام گرفتن ِنویسنده از عناصر ِطبیعی و تزریق ِآن به صورت ِکاملا ساده و نامحسوس در متن ِداستان و تغییر ِوضعیت ِچنس از یک اتفاق ِساده به یک وضعیت ِدیگر و رساندن‌ش از اوج ِنگرانی به امنیتی که چنس می‌شناسد “اتاق و تلویزیون” از دیگر نکات تامل‌برانگیز ِاثر به شمار می‌رود. نویسنده در طول ِ کتاب بودن به خواننده القا می‌کند که همه‌چیز با یک تصادف اتفاق افتاده است. چنس بی‌این که چیزی بداند گرم ِپاسخ‌گویی به شیوه‌ی خود می‌شود. گفت‌وگوهای کتاب بودن با پرسش‌های پیچیده و پاسخ‌های بی‌ربط ِساده اشاره به نهاد ِبشرِکمال‌گرای قدرت‌طلب دارد. بشری که در رویارویی با پدیده‌ی چنس به شیوه‌ی خود عمل می‌کند. تامل و کندوکاو در پی ِیافتن ِآن‌چه در یک سخن، یا یک بعد ِساده نهفته است. موضوع شاید بیش از آن‌چه ساده می‌نماید، پیچیده‌ باشد.

کتاب بودن
کتاب بودن

بخش های  زیبای کتاب کتاب بودن : 

در دنیای رنگی تلویزیونی، باغبانی کردن حکم عصای سفید آدم نابینا را دارد. بیشتر بخوانید

نگین

نگین

کتاب خواندن را دوست دارم چون کتاب ها بی‌منت و چشم‌داشت می‌بخشند.

فهرست‌ مطالب