داستانک

103 پست

داستانک

نوع ادبی داستانک یا همان داستان کوتاه‌کوتاه مدت‌هاست جای خود را در میان مخاطبان ادبیات بازکرده است ، این داستان‌ها به دلیل کوتاهی بی‌نظیرشان و زمان کمی که صرف خواندنشان می‌شود ، بین آن دسته از مخاطبان که حوصله و وقت کافی برای مطالعه‌ی رمان و داستان‌های چندصفحه‌ای ندارند ، محبوبیت زیادی پیدا کرده اند. داستانک به شکل امروزی آن در ادبیات جهان پیشینه ی درازی دارد و به شکل جدی دنبال می‌شود;اما در کشورمان ایران این نوع ادبی آن‌طور که باید از سوی نویسندگان و ناشران جدی گرفته نمی‌شود ، جدی نگرفتن این نوع ادبی بیشتر از آنکه به نبود منابع پژوهشی و آموزشی مرتبط باشد ، به این مربوط می‌شود که ناشرها علاقه ای به چاپ این داستان‌‌ها ندارند و تصور می‌کنند این کتاب ها با استقبال خوانندگان ایرانی روبرو نمی‌شوند. بنابراین از زمان راه‌اندازی سایت شهروند ادبیات به‌‌خاطر احساس نیازی که ‌می‌شد ، با کمک دوستان مترجم ، به ترجمه‌ی ‌داستانک های مطرح جهان پرداختیم و مقاله ‌هایی را برای آشنایی ‌هر چی بیشتر خوانندگان با این نوع ادبی بازگردانی کردیم و …

سخنی کوتاه درباره‌ داستان مینی‌مال | جان بارت

داستان مینی‌مال ، بسیاری از شخصیت‌های برجسته‌ی ادبی‌جهان، همچون والتر گروپیوس‏ ،هنری گادیر ،لیزلو مولی‏‌ناگی‏ و آلبرتو گیاکومتی‏ به اصل«هرچه کمتر بهتر»معتقد هستند،این عبارت ارزشمند اولین بار توسط روبرت بروئینگ‏ مطرح گشت.از آن پس‏ این عبارت بسیار مورد توجه پیروان مکتب‏ مینی‏‌مالیسم قرار گرفت.آنان بر این باورند که فرم‏ و قالب دنباله‌‏رو شیوه و روش است.از سوی دیگر، آنان بر این مسأله تأکید می‌‏ورزند که نویسنده‏ می‏‌بایست در استفاده از واژه‏‌ها خست داشته باشد و از حداقل واژه‏‌ها استفاده کند؛حتی اگر این خست‏ باعث از میان رفتن برخی مضامین ارزشمند چون‏ تکامل،دقت و اعتبار شود.با این حال برای هنرمند برجسته مینی‏مال،دست یازیدن به تمامی اهداف‏ کار ساده‌‏ای است.او با قدرت و توانایی بالقوه خود می‌‏تواند درکمال ایجاز به مقاصدش دست یابد. این منظر با آموزه‌‏ای که گذشتگان به آن معتقد بودند،مبنی بر اینکه همیشه تلاش هنرمند به ثمر نمی‏‌رسد در تضاد است.

باید به این مسأله توجه داشت که ‏داستان مینی‌مال بیشتر به یک جریان و نهضت ادبی شباهت دارد که تحت تأثیر سایر جریان‌های ادبی مطرح،خاصه‏ در این میان نهضت‌های ادبی شمال قاره آمریکا بسیار فعال بوده‌‏اند.داستان مینی‌مال که از این‏ منطقه خلق شده‌‏اند،دارای خصیصه‏‌ها و ویژگی‌های‏ زیر است: به خواندن ادامه دهید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک میز | محمدحسین افشاری‌نیا

گرسنگی شامه‌ام را قوی‌تر می‌کند. بوی ساندویچ گرم لحظه‌‌به‌لحظه پررنگ‌تر می‌شود. چشم‌هایم را می‌بندم و بو می‌کشم. ساندویچ را تعارف می‌کند. از روی میز برمی‌دارم و با ولع تمام شروع به خوردن می‌کنم. تمام که می‌شود، جرات این‌که به پیشخوان نگاه کنم را ندارم. یک میز بیشتر ندارد و می‌دانم که تمام حواسش به همین یک میز است. کفش‌هایم را درمی‌آورم و پابرهنه به‌سمت در خروجی می‌روم. حتم دارم که صدای تپش قلب و لرزش استخوان‌هایم را می‌شنود. وسط راه صدایم می‌زند و زانوهایم دیگر به خواندن ادامه دهید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک سرسپرده | راضیه رضوی

خسته شدم از این دعوای همیشگی، باز برادرم سرش را برداشته و استفاده می‌کند! پدر راست می‌گوید؛ هم سن و سالان برادرم همه سرهایشان تازه است اما سرِ او از هر سری که دیده‌ام کهنه‌تر شده. خب پدر حق دارد ناراحت باشد. هفته‌ی پیش به‌خاطر همین سر داغانش از مصاحبه‌ی کاری رد شد. معلوم است دیگر، کسی که به سر خودش رحم نمی‌کند چطور می‌تواند به مردمش خدمت کند؟ اما او گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست؛ باز سرش را برداشت و رفت. شب که برگشت سرش را از زیر بغلش درآورد و داد به پدر! می‌دانستم به خواندن ادامه دهید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک نوسان | محمدحسین افشاری نیا

صفحه‌ی نمایشگر‌‌‌، پر بود از اعداد و ارقام ، روبروی هر‌عدد، نواری سبز‌‌رنگ مدام در نوسان بود. سه تا از نوارها، پایین آمده و به رنگ زرد درآمدند. علامت هشداری جلوی نوار به نمایش درآمده و بلندگوی نمایشگر شروع به بوق زدن کرد. صدایی در فضای کارگاه پیچید:«کارگرهای شماره ۲۰۹ – ۲۱۷ و ۴۷۱ ، خسته نباشید.»بلافاصله سه نفر از کارگرها دست از کار کشیدند. قرص ضدخستگی را از جیب درآورده، هرکدام یک قرص انداخته و به ادامه ی کار مشغول شدند. نوارهای نمایشگر دوباره سبز شدند.

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

چگونه داستانک بنویسیم ؟ | دیوید گافنی

۱۶ مه ، روز ملی داستانک است. و برای من و بسیاری افراد دیگر که در این شکل خاصِ کوتاه‌نویسی تخصص دارند روزی هیجان‌انگیز است. من چند سال قبل یک کتاب داستانک به نام داستان‌های کوچک منتشر کردم. ولی تا کمی پیش از آن هیچ چیز از داستانک یا داستان‌ریزه یا داستان آنی یا داستان‌ کوتاه‌کوتاه نشنیده بودم. بعدتر به پیشنهاد یان مک میلان شاعر، دستنویسی صرفا شامل اینطور مطالب آماده کردم و به انتشارات سالت، ناشر تخصصی شعر، فرستادم. پنجاه و هشت داستان، هرکدام دقیقا ۱۵۰ کلمه. اصلا هیچ شانسی نداشتم. هیچ ناشری دوست ندارد داستان‌کوتاه‌کوتاه منتشر کند، چه برسد به اینکه نوشته‌ی یک ناشناس هم باشد. آن هم داستان‌هایی که خواندنشان در رقابت با بند آوردن یک عطسه هم وقت کمتری می‌گرفت. می‌دانستم، دل به دریا زده بودم.

یک روز که از منچستر به لیورپول می‌رفتم، شروع به ساختن این داستان‌های بسیار کوتاه (که من بهشان داستان‌های کوچک می‌گویم) کردم: سفری ۵۰ دقیقه‌ای که معمولا به دلیل خرابی برف‌پا‌ک‌کن، درگیری‌های درون قطار، یا گیر کردن پشت ایستگاه طولانی‌تر می‌شود. ولی من هم مثل بیشتر مسافرها یک کتاب همراهم داشتم. یک روز که داشتم محاسبه می‌کردم که خواندن یک رمان به اندازه چند سفر به خواندن ادامه دهید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک شوخی کائنات | نیلوفر حقی

طبق دستورالعمل یک بسته از قرص‌ها را در آب ولرم حل کرد و بدون لحظه‌ای تعلل محلول را سرکشید ، و بی آن که از کار خود پشیمان باشد به رختخواب رفت تا در نیمه‌های خواب مرگ که خود آن را فراخوانده بود، کلکش را بکند. با اطمینان روی تخت دراز کشید، چشمانش را بست و به انتظار نشست. اما چیزی در سرش جنب‌وجوش می‌کرد، افکاری مزاحمش می‌شدند و او را به زندگی دوباره دعوت می‌کردند و او علی‌رغم تلاش‌هایش برای راندن آن‌ها به پیسی خورد و سرانجام مغلوب‌شان شد و به چنان غلط‌کردنی افتاد که حتی خودش هم باورش نمی‌شد، چنان که دوست داشت زندگی را قُلُپ‌قُلُپ سربکشد. اما قدرت قرص‌ها آنقدر زیاد بود که توان پاهایش را گرفته بود، بدنش وارفته بود و چشم‌هایش در شرف بسته شدن بودند، ولی کائنات که در ترغیب او برای زندگی کردن و هدایت افکارش نقش داشتند فرصتی دیگر در اختیارش به خواندن ادامه دهید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام