چند داستانک یک خطی

برای نجات بشریت، دوباره از دنیا رفت.

نویسنده : بن بوا


باورم نمی شود، او به من شلیک کرد!
نویسنده: هاوارد چایکین


ژن های جدید خواستارِ ابرازِ هویت اند – چشم سوم.
نویسنده:گِرِگ بی یِر


دایناسورها برگشتند. نفت شان را می خواهند.
نویسنده:دیوید برین


بمب های هیدروژنی پرتاب شدند؛ همه ی ما کشته شدیم.
نویسنده: هاوارد والدراپ


خانه ی تو مالِ من است: انقلاب مخملی.
نویسنده:هاوارد والدراپ


بیشتر بخوانید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

چند داستانک یک خطی

آگهی فوتش را با پریشانی خواند.
نویسنده :استیون مرتزکی


مسافر زمان با خودش گفت: “رمز ورود چی بود؟”
نویسنده :استیون مرتزکی


لیا: “تو پدر بچه هستی.”
لوک: “چه خبر بدی!”
نویسنده :استیون مرتزکی


دوروتی: “به درک.. شبو میمونم.”
نویسنده :استیون مرتزکی


فکر می کردم حق با منه؛ نبود.
نویسنده :گریم گیبسون


مرگ به تعویق افتاد. سلول های سرطانی سازمان دهی شدند.
نویسنده :دیوید برین


با چشمای خودم دیدم، عزیزم، ولی تو دروغتو بگو.
نویسنده :اورسون سکاتکارد


از مرز گذشتیم،  کشته شدیم.
نویسنده :هاوارد والدراپ


و بالاخره! دیگه حرفی براش نمونده بود.
نویسنده :گرگوری مگویر


قسمت هایی از جسد ناپدید شده؛ پزشک قایق تفریحی می خرد.
نویسنده :مارگارت آتوود


من آینده ی توام، بچه جان گریه نکن.

نویسنده : استفن باکستر


گروه خونی نوزاد؟ تقریبا انسان.
نویسنده : اورسون اسکات کارد بیشتر بخوانید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام