داستانک تماس با خانه ی مادری | الیزابت بوکو

 

سالی یک بار به مادرم زنگ می زنم، درست همان روزی که جان سپرد.پنج بار هنگام دیدن اسمش بین مخاطبین درنگ کردم. پنج بار دکمه ی تماس را فشردم. پنج بار تمام هرگز گوشی را برنداشت.

هیچگاه زمان زیادی را کنار او سپری نکردم. به محض شنیدن صدای اولین بوق دکمه ی قطع تماس را فشار دادم. “پایان تماس” نورهای ضعیفی سراسر نمایشگر گوشی را فرا گرفتند، و او رفته بود. ادامه خواندن “داستانک تماس با خانه ی مادری | الیزابت بوکو”

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام

داستانک ابزار | جان بیت

از وقتی رفته ای، وسایلت بی استفاده گوشه ای آرام گرفته اند. بی صدا و ساکن بر قلاب هایی که روی تخته محکم شده اند، آویزان اند.برای من بیشترشان معما هستند. دقیقاً می دانم چکش چه جور وسیله ای است، اگرچه تو اغلب اصرار داشتی که من حتی نمی دانم دسته اش کدام سمت است.همچنین می دانم که پیچ کِش چیست، اما تو هرگز قانع نشدی چون پی برده بودم که یک چاقوی مخصوص برش نان هم در مواقع اضطراری دقیقاً همان کار را انجام می دهد.پس از آن ، زیاد مطمئن نیستم. مقداری ابزار کوچک، ابزار سنگین و ابزاری که شکل های عجیب و غریب داشتند باقی مانده اند، که هرکدام با خودخواهیِ مزخرف شان حافظ یک مشت خاطره شده اند که هیچ وقت دیگر بازگو نشدند. ادامه خواندن “داستانک ابزار | جان بیت”

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام

داستانک شخصیت خوب | شانون یاربرو

 

یکدیگر را در یک کتابفروشی نزدیک میز کتاب های پرفروش ملاقات کردیم.چشمان مرد قهوه ای شکلاتی بود و مویی به سیاهی مرکّب داشت. بدنی لاغر اما شانه هایی ستبر داشت. شکم تختش زیرِ بالاپوشِ سفید تنگش قرار گرفته بود. بازوها، پاها و عضلاتش در نقاطی کاملاً مناسب برجسته شده بودند.پوستش به نرمی و خوشرنگی کاکائو بود. ادامه خواندن “داستانک شخصیت خوب | شانون یاربرو”

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام

داستانک نامه ی کودک فقیر به بابانوئل، پس از کریسمس | باب تربر

آقای عزیز

مسئله اینجاس.رفتارم خوب بود. همه ی طول سال. یادداشت هاتو چک کن.لیست رو به دقت بررسی کن. برای بار سوم هم که شده بررسیش کن.حواسم به رفتارام بود. دائماً مؤدب بودم، حتی وقتی که سرحال نبودم. حتی یه بار هم کثیف و زننده نبودم.
اما آخرش چی شد؟
هیچ حواست بود؟

برگردان: مازیار ناصری 

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام