استراتژی‌هایی برای نوشتن فلش‌ فیکشن | جی . دبلیو .تامس

فلش‌ فیکشن : با اختراع اینترنت سردبیران دنبال کارهای کوتاهتری هستند که راحتتر بر صفحۀ کامپیوتر خوانده شود. اسمی که برای این نوع کارها هست فلش‌ فیکشن است، داستانی از ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه. بلندتر از میکرو فیکشن (با حجم ۱۰ تا ۳۰۰ کلمه) اما کوتاهتر از داستانهای مرسوم (که اگر بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کلمه باشند برای بسیاری از مجله‌ها بهتر هستند).

فلش‌ فیکشن معمولاً داستانی است با یک اتفاق که حاصل به اوج رسیدنِ چند اتفاقِ نانوشته است. این مقاله چندین استراتژی را برای نوشتن فلش‌ فیکشن پیشنهاد خواهد کرد.نویسنده می تواند این‌ها را روی اتفاقی کوتاه و جالب تمرکز کرده و با استفاده از هر کدام از این ها، یا ترکیبی از آنها، آن را بنویسد.

۱ _ایدۀ کوچک :

در بطن ایدهای بزرگ دنبال ایده‌های کوچکی بگردید. اگر بخواهید روابط پیچیدۀ والدین و کودکان را بنویسید احتیاج به رمان دارید. بروید سراغ یک تکۀ کوچک از یک موضوع پیچیده. مثلاً این که کودکان چه احساسی دارند وقتی آنها را به یک گفت و گو راه نمی دهند. یا کودکان وقتی توی ماشین حوصله‌شان سر رفت چه کار می‌کنند. یا دربارۀ بچۀ وسطی بنویسید. دربارۀ کارنامۀ بد. موضوع کوچکتری پیدا کنید و گسترشش دهید.

۲ _مقدمه را در آغاز دفن کنید :

وقتی فلش‌ فیکشن می‌نویسید، نیایید دو صفحه را به شرح پیش-داستان اختصاص دهید. راهی پیدا کنید که در همان پاراگراف اول داستان شروع شود. آنگاه بقیۀ داستان را ادامه دهید.

۳ _ از وسط اتفاق شروع کنید :

مثل تقریباً آن چیزی که در شمارۀ ۲ آمد، در هنگام نوشتن فلش‌ فیکشن از وسط اتفاق شروع کنید. مردی دارد می دود. بمبی نزدیک است منفجر شود. غولی داخل خانه است. بیش از حدِ نیاز شرح ندهید. خواننده خودش می‌تواند بعضی جاهای نانوشته را پر‌کند.

۴ _ روی یک تصویر قوی تمرکز کنید :

تصویری قوی پیدا کنید تا داستانتان را روی آن متمرکز کنید. مثلاً خیابانی جنگ زده. غروبی در غربت. می‌گویند یک تصویر به هزارتا کلمه می ارزد. نقش زدن تصویر با کلمات. به جایی بر نمی‌خورد اگر چیزی در درون تصویر اتفاق بیفتد. هر چه باشد، و در هر حال، داستان است دیگر.

۵ _خواننده را تا آخر در حال حدس زدن نگه دار :

یک راز کوچولو خیلی کارها می‌تواند بکند. خواننده ممکن است در قسمت زیادی از داستان نداند چه دارد اتفاق می‌افتد. این تا آخر او را تطمیع خواهد کرد. وقتی هم داستان را تمام کرد باید طوری باشد که پاداش خوب نصیبش شود، یا ‌مسئله به صورت خوبی حل شود.

۶ _ استفاده از منابع رمزی :

وقتی دربارۀ داستان‌های مشهور از منابع آنها اسم می‌برید می توانید در گفتن تمام آن کلماتی که گفتنشان ضروری نیست صرفه جویی کنید. ارجاع دهید به اتفاقات تاریخی. از موقعیت‌های مشهور ادبی استفاده کنید. اگر داستان در تایتانیک می گذرد، لازم نیست توضیح دهید چه چیزی می‌خواهد اتفاق بیفتد، یا چه کسی در کشتی هست و بسیاری چیزهای دیگر. تاریخ و جیمز کامرون قبلاً این کارها را برای شما کرده‌اند. به هوش باشید مبادا از مواد و مصالح مبهم استفاده کنید. خوانندۀ شما باید بتواند استنتاج هایش را صورت دهد.

۷ _ چرخشی ایجاد کنید:

مثل تقریباً مورد شمارۀ ۵ ، پایانِ چرخشی به نویسنده اجازه می‌دهد تأثیری در پایان داستان ایجاد کند. فلش‌ فیکشن معمولاً پایانی چرخشی دارد. چراکه شما وقت کافی ندارید شخصیت های غمدیده بسازید و نشان دهید یک پیرنگ طولانی و مخرب چه کاری با آنها کرده است. فلش‌ فیکشن هم مثل لطیفه‌های خوب است . همین طور راحت پیش می‌رود تا به آخر که رسید ضربه‌اش را بزند.

بگذارید در فلش‌ فیکشن «تست جاده» من نگاهی به این تکنیک ها بیندازیم. می خواستم بک فلش‌ فیکشن دربارۀ امتحان رانندگی ام بنویسم. چیزی از ‌قبل از امتحان و تمریناتم نگفتم. فقط از خود امتحان(مور شمارۀ ۱ ایدۀ کوچک) گفتم. این موضوع به یک صحنه‌ای که می شود از پسش برآمد تقلیل می‌دهد. جا نبود افسر ممتحن را با جزئیات شرح دهم. شخصیت اصلی‌ام را در دوتا جمله وارد داستان کردم(مقدمه را دفن کنید). “مردِ با لباس‌ِدولتی نشست بدون این که به شخصی که در کنارش نشسته بود نگاه کند.” با همین یک جمله شخصیت اصلی و نقص‌هایش را در داستان نشانده‌ایم. (مرد میانحالی که احتمالاً از شغلش بدش می آید.) کاری کردم که راننده که داشت ماشین را خوب می‌راند فوراً راندنش را خراب کند، تا عملِ داستان از وسط شروع شود. جانسون، افسر ممتحن، می بیند که راننده نه انسان بلکه کله‌اش کلۀ بز است(از وسط شروع کنید). “تغییر کرده بود. ریشش بلند بود، پوستش تیره‌تر شده بود و دو تا شاخ پیچیده روی سرش بود.” این ایجاد تنش می‌کند و تصویری خلق کرده است:

مردی توی ماشینی، که دارد سرعت می گیرد، با یک غول گرفتار آمده است(تصویری قوی). این تصویر و آن تنش، خواننده را در خواندنش به جلو هل می دهد، چراکه می خواهد بداند بعد چه اتفاقی می‌افتد، و شاید هم می‌خواهد بداند چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد. این را تا آخرِ داستان به او نخواهیم گفت(خواننده را تا آخر در حال حدس زدن نگه دار). غول یکسر دارد داد می زند :”پوکا!” جانسون کم کم می فهمد. قصه‌های پریانی را که دربارۀ پوکاست می داند. آنها تظاهر می‌کردند اسب هستند تا بتوانند قربانیان خود را غرق کنند(تلمیح). حالا وقتِ حل کردنِ مسئله است، وقتِ پایانِ چرخشیِ بزرگمان که هیچ کس نمی‌بیند نزدیک می شود(پایانِ چرخشی). وقتی غول ماشین را می‌زند توی یک استخر و داغونش می‌کند، جانسون می‌فهمد پوکاهای مدرن مثل اسب نیستند بلکه از ماشین استفاده می‌کنند. ماشین داغون می‌شود و ما داستان را به این صورت تمام می کنیم: «آنها می میرند، جانسون فقط تا آنجا زنده می‌ماند که آن دندان های مثل دندانِ بز را احساس کند که گوشت هایش را از استخوان هایش می‌کنند و می‌جوند. موتور وی هشتِ تقویت شده، مثل مشتی که به ژله بخورد، خورد به سطحِ صیقلیِ استخر. شیشۀ جلو زیرِ خروارها آب وا داد و آب صدای خندۀ جیغ آلود راننده را شست و با خود برد.

فلش‌ فیکشن «معاینۀ فنی» ۶۳۴ کلمه است. عمدتاً دربارۀ این است که مردی به دست غولی کشته می‌شود، اما موضوع اصلی‌اش این است که«موجودات اسطوره‌ای چطور خود را با دنیای مدرن وفق می‌دهند». این واقعاً ایدۀ کوچکی است. تلمیح به پوکا برای بعضی خواننده‌ها کافی خواهد بود، اما من توضیح کافی دادم تا آنهایی را که چیزی دربارۀ داستان‌های کهن نمی ‌دانند یاری کنم.

این فلش‌ فیکشن را به عنوان نمونه به این خاطر انتخاب کردم که هر ۷ روش را به روشنی نشان می‌دهد. استفاده از یکی از این هفت تا هم می‌تواند در فلش‌ فیکشن کافی باشد. نوشتن فلش‌ فیکشن راه بسیار خوبی است که نویسنده هر روز بنویسد، حتی وقتی که به نظر می آید پروژه‌های بزرگ جرئت را از او گرفته است یا وقت برایش تنگ است. استفاده از این روش‌ها می‌تواند شما را به نوشتن‌های کوتاهِ کوتاه عادت دهد.

جی دبلیو تامس ( G. W. Thomas) در بیش از ۱۰۰ کتاب و مجله ظاهر شده است. میکرو داستان او «نانو کلوخه» برندۀ جایزۀ زاین گیلد برای بهترین میکرو داستان تخیلی در سال ۳۰۰۰ شد.

مترجم : عباس پژمان 


شهروند ادبیات را در تلگرام دنبال کنید.

https://telegram.me/adabvand


شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *