پایان کار نویسنده نیز خود بدل به خواننده‌‌ می‌شود

وقتی نویسنده‌‌ای تصمیم به نوشتن داستانی می‌گیرد و شروع به نوشتن می‌کند، فی‌الواقع یک سفر ذهنی را آغاز می‌کند. یک سفر ذهنی شباهت زیادی با یک سفر متعارف دارد. ممکن است یک مسافر در طول سفرش با وقایع و مکان‌هایی مواجه شود که قابل پیش‌بینی برایش نبوده. خصوصیت کلمه و جمله وقتی با نحوه نگرش نویسنده آمیخته شود، چیزی شبیه به رویا یا کابوسی بازتاب می‌یابد که خواب بیننده هیچ اشرافی به آن ندارد، نویسنده هم هنگام نوشتن اشرافی بر چند و چون قضایای داستانش ندارد، البته طبیعی است که اگر هم اراده‌‌‌ ای داشته باشد در سطح خواهد بود، که چنانچه اجزای داستانش را تحت اراده کامل و معنادار انتخاب کند، نوعی صنعت خواهد بود که فی‌المثل مفاهیمی را در داستان تعبیه کند که با کار خلاقه خصوصا در حیطه شعر و ادبیات جور درنمی‌آید. به‌خصوص که فعل نوشتن فی‌نفسه نویسنده را به ناخودآگاهش وصل می‌کند و چیزهایی از ناخودآگاه خود بیرن می‌کشد که نویسنده بر آن اشراف ندارد، نمی‌تواند ردی از آنها را در یاد و خاطرش ردیابی کند؛ بنابراین در پایان کار نویسنده نیز خود بدل به خواننده‌‌ای می‌شود. دقیقا مثل رویا یا کابوسی که هنگام خواب دیده‌ایم و دنبال تعبیرکننده‌یی می‌گردیم که خواب‌مان را تعبیر کند.


شهروند ادبیات را در تلگرام دنبال کنید.

https://telegram.me/adabvand


شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام