رمان جز از کل | استیو تولتز

رمان جز از کل 

نویسنده: استیو تولتز

مترجم : پیمان خاکسار 

ناشر : چشمه 

 

معرفی و خلاصه رمان جز از کل :

 

رمان جز از کل داستان پدر و پسری پر از ماجرا و طنز و شخصیت‌هایی که خواننده را یاد شخصیت‌های چارلز دیکنز و جان ایروینگ می‌اندازند؛ این توصیف لس آنجلس تایمز از ‌رمان جز از کل  نوشته «استیو تولتز»نویسنده جوان استرالیایی است.رمان جز از کل  که قرار بود سال ۹۴ و همزمان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به بازار بیاید اما اواخر سال ۹۳ روی پیشخوان کتاب فروشی ها رفت و به یکی از کتاب‌های پرفروش بازار نشر تبدیل شده است.«پیمان خاکسار» مترجم رمان جز از کل  می‌گوید: « رمان جز از کل کتابی است که هیچ وصفی، حتی حرف‌های نویسنده‌اش، نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند. خواندن “رمان جز از کل  تجربه‌ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه‌اش جمله‌ای وجود دارد که می‌توانید آن را نقل قول کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن. سفر در دنیایی است که نمونه‌اش را کمتر دیده‌اید. رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ها اسیرتان می‌کند. به نظرم تمام تعاریفی که از رمان جز از کل  شده نابسنده‌اند. این شما و این ؛ رمان جز از کل .

 

پاراگراف‌های منتخب رمان جز از کل : 

 

وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی، خود این تلاش تبدیل به خاطره می شود. بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطر می ماند. 


 هر کسی ادعا می کنه یکی از دوستانش در طول سال ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره ی واقعی رو نمی‌فهمه. 


مردم تقریبا هیچ وقت بالا را نگاه نمی‌کنند. چرایش را کی می‌داند؟ شاید زمین را به دنبال پیش نمایشی از برنامه های آینده تماشا می‌کنند. باید هم نگاه کنند. فکر می‌کنم هر کسی که می‌گوید برای آینده برنامه دارد و یک چشمش به خاک نیست، کوته نظر است.


کاش می شد تصاویر چشم های ذهن همه رو انداخت روی پرده و بلیت فروخت. به نظرم ارزش واقعی آدم همون مقداریه که از بقیه انتظار داری بابتش پول بدن.


لازم نیست برای دعا کردن لزوما مذهبی باشید. دعا دیگر یک باور محکم نیست، چیزی است که فرهنگش از فیلم و تلویزیون به ما ارث می رسد، مثل بوسیدن در باران.


ساده است در انزوا زندگی کردن مطابق میل شخصی، ولی مرد بزرگ کسی است که در میانه ی جمع، قادر است از استقلال و تنهایی‌اش لذت ببرد.


قلب چیزی نیست جز تلمبه و تصفیه کننده‌ای خیس و خونین؟ تقصیر من است که مردم قادر نیستند نماد را در نهایت به واقعیت بدل نکنند؟ برای همین است که هرگز نباید وقت خود را با گفتن قصه‌های تمثیلی برای نژاد بشر تلف کنید ، در کمتر از یک نسل، آن را تبدیل می کنند به داده‌ای تاریخی با تعداد زیادی شاهد عینی.


ما بخشی از چیزی عظیم هستیم. کل بشریت. خیلی عظیم است. ولی نمی‌توانیم آن را ببینیم. پس انتخاب با خودتان، چی؟ یک سازمان؟ یک فرهنگ؟ یک مرام و مسلک؟ این ها بزرگ تر از ما نیستند. خیلی خیلی کوچک‌ترند!


اخبار چی هستن؟ اخبار یعنی تاریخ در حال شکل‌گیری. پس اعتیاد به اخبار یعنی اعتیاد به حاصل تاریخ.توی چند دهه‌ی گذشته اخبار به عنوان سرگرمی ارائه شده. پس اعتیاد مردم به اخبار، اعتیاد به عملکردشون به عنوان سرگرمیه. اگه قدرت تفکر رو با اعتیاد به اخبار سرگرم کننده ترکیب کنی، بخشی از وجود صدها میلیون بیننده که آرزوی برقراری صلح روی زمین رو داره، روی بخشی که فصل بعدی داستان رو می‌خواد سایه می‌ندازه. هر کس که اخبار رو بگیره و ببینه که هیچ اتفاقی نیفتاده سرخورده می‌شه. آدمها روزی دو سه بار اخبار روچک میکنن. اونها حادثه می‌خوان و حادثه نه تنها یعنی مرگ، یعنی هزاران مرگ. پس بخش پنهان وجود معتادهای اخبار، آرزوی فجایع بزرگتر داره، جسدهای بیشتر، جنگ های وسیع‌تر، حملات وحشتناک‌تر دشمن، و این آرزوها هر روز وارد دنیا می‌شن.


شهروند ادبیات را در تلگرام دنبال کنید.

https://telegram.me/adabvand


سیده‌موژان تقوی تکیار

سیده‌موژان تقوی تکیار

مهندسی برق الکترونیک خواند‌ه‌ام ، برگزیده‌ی مسابقه‌ی کتابخوانی مجازی و برگزیده‌ی مسابقه‌ی یادداشت‌نویسی «ماشین زمان سایت میهن بلاگ » شده‌ام.  و در کتاب شعر سال بابان ۲ و مجله چلچراغ آثاری چاپ شده دارم. 

فهرست‌ مطالب - وب‌سایت - فیس‌بوک - اینستاگرام - تلگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی *