داستانک خودت را مست کن |شارل بودلر

همیشه باید مست بود. تنها چیزی که مهم است، و تنها مسئله، این است. اگر نمی خواهی سنگینیِ وحشتناکِ بارِ زمان را احساس کنی، که شانه هایت را خُرد کرده پشتت را خم می کند، باید بی وقفه خود را مست کنی.

اما مست از چه؟ از شراب، از شعر، از فضیلت، از هر چه که دوست داری. فقط باید خودت را مست کنی.

و اگر یک جایی، بر پلکانِ قصری، یا بر علف هایِ سبزِ گودالی، یا در تنهاییِ غم انگیزِ اتاقت، به خود آمدی، و دیدی مستی ات کم شده، یا بِالْکُلّ از سرت پریده است، از باد، از موج، از ستاره، از پرنده، از هر چیزی که می گریزد، از هر چیزی که آه می کشد، از هر چیزی که سخن می گوید، از همۀ آنها بپرس اکنون چه وقت است. آن گاه باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت، همگی خواهند گفت: وقتِ آن است که خود را مست کنی! پس اگر نمی خواهی بَرده ای قربانیِ زمان باشی، خودت را مست کن؛ دائم خودت را مست کن! از شراب، از شعر، از فضیلت، از هر چه که دوست داشته باشی.

مترجم: عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان هستم ، پزشک ، نویسنده و مترجم

فهرست‌ مطالب - تلگرام