داستانک وقتی کلمات با هم قاتی می شوند | تیموتی تارکلی

منتقد گفت: «هیچ وقت داستان را با گفت و گو شروع نکن»، و حرف خود را خورد، و همچنین همه ی آن خط و خطوطی را که بین دوستان یا دشمنانش یا پشتِ سرِ این و آن ترسیم کرده بود.

خط ها تبدیل شدند به درز و آنگاه شکاف هایی شدند که هر یک معبری شد برای ایده ای که قبلاً گفته شده یا شنیده شده بود. همه ی این ها در تهِ گلویش شلپ و شلپ به صدا در آمدند و خواهش کردند با صدای بلند گفته شوند.

پس منتقد گفت: «هیچ وقت داستان را با گفت و گو شروع نکن. اصلاً هیچ وقت داستان شروع نکن.»

مترجم: عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان هستم ، پزشک ، نویسنده و مترجم

فهرست‌ مطالب - تلگرام