اخبار چاپ مجموعه داستانک

کتاب قارچ ها و آدم ها

مجموعه داستانک قارچ‌ها و آدم‌ها ( داستان‌های برگزیده‌ی نخستین مسابقه‌ی داستانک نویسی سایت شهروند ادبیات ) منتشر شد.برای تهیه‌ی کتاب با ناشر آن تماس بگیرید.اگر هم عجله ندارید، صبرکنید در نمایشگاه کتاب تهران آن را تهیه کنید.

 ۰۹۱۳۹۳۹۸۷۳۳
شماره تلفن آقای حسین سبزه‌صادقی (مدیر انتشارات فرهنگ عامه ) ، در صورت پاسخگو نبودن برایشان در تلگرام پیغام بگذارید.


مجوز چاپ کتاب صادر شده است و در نوبت چاپ «انتشارات فرهنگ عامه» قرار دارد و به‌زودی منتشر خواهد شد.


دوستانی که تاکنون داستانشان در کانال شهروند ادبیات منتشر شده و عزیزانی که داستانشان برای چاپ در مجموعه داستانک گروهی انتخاب شده است ، برای عضویت در گروه داستانک‌نویسان ، به آی‌دی یا شماره‌ی زیر در تلگرام  پیام بدهند:

https://t.me/adabvand_ad

۰۹۳۰۵۷۷۴۷۸۷


داستانک ها را خیلی وقت است ویرایش کردیم و چون ناشری که از ابتدا برای چاپ مجموعه  در نظر گرفته بودیم ، بد قولی کرد کمی به‌ دردسر افتادیم .یکشنبه ۱۲ آذر ماه بالاخره توانستیم با آقای حسین سبزصادقی دوست شاعرمان که مدیریت نشر فرهنگ‌عامه را بر عهده دارند به توافق برسیم و کتاب را برای دریافت مجوز به ارشاد بفرستیم .اگر اتفاق خاصی نیفتد به‌زودی شاهد چاپ کتاب خواهیم بود.تا همین جا هم به‌خاطر تاخیر پیش آمده شرمنده‌ی شما عزیزان هستیم .

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

فهم دقیق رئالیسم جادویی و تکنیک‌ های آن

رئالیسم جادویی و روایت های سورئالیستی غالباً با هم اشتباه می شوند. حتی شاید بعضیها این دو را یكی بدانند. در حالی كه اینها از اساس با هم متفاوتند. رئالیسم جادوئی، همچنانكه از اسمش پیداست، شاخهای از رئالیسم است. درحالی كه سورئالیسم چیزی غیر از رئالیسم است، و اصلآ برای قلع و قمعِ رئالیسم بود كه قدم به میدان نهاد. دو خصوصیتِ ذاتی در روایتهای سوررئالیستی هست كه آنها را از روایت های رئالیستی جدا میكند، مِن جمله از رمانها و داستان های رئالیسم جادویی . كما این كه در داستانها و رمان های رئالیسم جادویی هم دو خصوصیت هست كه در روایت های سورئالیستی نیست. بدیهی است كه شناختِ این تفاوتها، و تشخیص این كه یك روایت از نوع سوررئالیستی است یا رئالیسم جادویی ، برای فهمِ درست و همین طور نقدِ درست آن ضرورت دارد. معمولاً آنچه باعث میشود تا این دو نوع روایت با هم اشتباه شوند وجودِ یک عنصرِ شگفت است كه در هر دویِ آنها هست.

باری، كلیۀ اتفاقاتِ دنیای روایت را میتوان به دو گروه تقسیم كرد: اتفاقاتِ رئالیستی و اتفاقاتِ فانتزیك. بدیهی است كه منظور از اتفاقات رئالیستی آن اتفاقاتی است كه فرضِ واقعی بودنِ آنها به هیچ وجه شگفتآور نخواهد بود و نظیر آنها در عالم واقع هم دیده می شود. اما اتفاقات فانتزیك عكس این است. یعنی نمیتواند در عالم واقع هم تصورپذیر یا تحقق پذیر باشد. به عبارت دیگر «شگفت آور» خواهد بود مثلاً شخصیتهای فانتزیك در عالم واقع هم وجود داشته باشند، یا حوادث فانتزیك در عالم واقع هم اتفاق بیفتند. همانطور كه گفتم، هم داستانهای رئالیسم جادویی این عنصر شگفت را در خود دارند، هم روایتهای سوررئالیستی. اما خواهیم دید  حتی شگفتیهای آنها هم از لحاظ ماهیت با هم فرق میكند.

سورئالیسم
سورئالیسم

در كتاب خنده و فراموشی میلان كوندرا فصلی هست كه میدانی را  که رقصی دستهجمعی در آن در حالِ اجراست توصیف میکند. آن قسمت از روایت كه میدان را توصیف می كند كاملآ رئالیستی است. اما قسمتی از آن رقص كه در این میدان اجرا می شود از نوع فانتزی است. چون در جایی از این رقص، گروهِ رقصندگان چنان به وجد میآیند كه ناگهان از زمین به هوا بلند میشوند و رقصشان در آسمان ادامه پیدا میكند. بیشتر بخوانید

عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان هستم ، پزشک ، نویسنده و مترجم

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک عریان | لزلی هریسون

من درون بدنم هستم. اینجایم، در برابر تو. دمای این اتاقم. در عریانی خود لختم؛ من نور و سایه‌ای هستم که تو احساس می‌کنی. بیشتر شبیه سایر مردمم تا شبیه تو. قبل و بعد دارم. خودمم، کاملا و فقط. بیرون و درونم در ادامه همند. من ماهیچه‌ام، اندام، سیال، استخوان. به یاد ماندنی‌ام. تو تنها کسی هستی که مرا می‌بیند.
II
من همین‌طور که هستم عریان نیستم؛ وقتی تو مرا می‌بینی‌ عریانم. شفافم، تقریبا قابل دیدن. یک زمان و یک مکان دارم. ایلیاتی و اگزوتیکم. همیشه باید شی‌ای حمل کنم. تو قهرمانانه‌ای. من یک موزه‌ی کاملم، داستان ساخته شدن خودم. برای تو یک آینه‌ام؛ تو در نگاه به من منعکس شده‌ای. در بهترین حالت، تو را تقلید می‌کنم. تو مرا می‌نویسی. وقتی بروی، دیگر وجود نخواهم داشت.
III
من یک نقطه واحد آگاهم. بی‌تفاوتم. از خود گذشته‌ام، مثل یک تصویربرگردان. پیشاتاریخی‌ام، قبل از تعریف. بدنت روی من می‌افتد. عمق دارم و تابناکم. نه اینجایم و نه آنجا؛ گستره‌ی‌ بی‌نهایت دارم. در دنیای زنده زندگی می‌کنم، نور و تاریکی درون سرم مثل جوهر یک رویا. من یک تاریک‌خانه‌ام، خود اتاق. هم می‌ستایم و هم مقاومت می‌کنم.

مترجم : مهدی گنجوی 

مهدی گنجوی

مهدی گنجوی

مهدی گنجوی هستم، نویسنده، شاعر، منتقد و ویراستار

فهرست‌ مطالب - وب‌سایت - تلگرام

داستانک گاوچران | نویسنده ناشناس

گاوچرانی به سوی شهر می‌تاخت و در یکی از میکده‌هایِ آنجا توقف کرد تا گلویی تَر کند. متأسفانه مردم محلیِ این شهر به دله دزدی از غریبه ها عادت داشتند.هنگامی که گیلاس مشروب‌اش را تمام کرد متوجه شد که اسبش را ربوده‌اند.به مشروب فروشی بازگشت و هفت تیرش را با چابکیِ خارق العاده‌ای در دستانش چرخانده، رو به بالا پرتاب کرد و بدون اینکه بالای سرش را نگاه کند آن را بین زمین و آسمان قاپید و سپس گلوله ای به سویِ سقف شلیک کرد.با قاطعیت هرچه تمام تر فریاد زد: کدام یک از شما مار صفت‌ها اسبم را ربوده اید؟
کسی پاسخی نداد.
_بسیار خوب، یک آبجویِ دیگر می‌نوشم و اگر تا قبل از تمام شدنش اسبم آن بیرون سرجایش نباشد کاری را که در تگزاس انجام دادم تکرار می‌کنم، و باید بگم که هیچ دلم نمی‌خواد مجبور بشم کاری که در تگزاس انجام دادم رو تکرار کنم. بیشتر بخوانید

مازیار ناصری

مازیار ناصری

مازیار ناصری هستم ، نویسنده و مترجم فعال در حوزه ی ادبیات داستانی و شعر

فهرست‌ مطالب - اینستاگرام - تلگرام