اخبار چاپ مجموعه داستانک

مجموعه داستانکمان با نام ( قارچ‌ها و آدم‌ها ) چاپ شده است و به زودی این کتاب را به دست شما خواهیم رساند.اگر شماره‌ی همراه‌ی خود را، در یک سال گذشته تغییر داده‌اید، آن را دوباره‌ی برایمان ایمیل کنید.

adabvand.ir@gmail.com

بیشتر بخوانید

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات

شهروند ادبیات ، سایتی هست برای داستان‌نویسان و دوست‌داران کتاب که تلاش دارد به‌صورت ویژه و با کمک فعالان ادبی ، نویسندگان ، مترجمان و حامیان خود ، جای خالی مطالبی را که نبودنشان در فضای مجازی احساس می‌شود پُر کند.

فهرست‌ مطالب - تلگرام

فهم دقیق رئالیسم جادویی و تکنیک‌ های آن

رئالیسم جادویی و روایت های سورئالیستی غالباً با هم اشتباه می شوند. حتی شاید بعضیها این دو را یكی بدانند. در حالی كه اینها از اساس با هم متفاوتند. رئالیسم جادوئی، همچنانكه از اسمش پیداست، شاخهای از رئالیسم است. درحالی كه سورئالیسم چیزی غیر از رئالیسم است، و اصلآ برای قلع و قمعِ رئالیسم بود كه قدم به میدان نهاد. دو خصوصیتِ ذاتی در روایتهای سوررئالیستی هست كه آنها را از روایت های رئالیستی جدا میكند، مِن جمله از رمانها و داستان های رئالیسم جادویی . كما این كه در داستانها و رمان های رئالیسم جادویی هم دو خصوصیت هست كه در روایت های سورئالیستی نیست. بدیهی است كه شناختِ این تفاوتها، و تشخیص این كه یك روایت از نوع سوررئالیستی است یا رئالیسم جادویی ، برای فهمِ درست و همین طور نقدِ درست آن ضرورت دارد. معمولاً آنچه باعث میشود تا این دو نوع روایت با هم اشتباه شوند وجودِ یک عنصرِ شگفت است كه در هر دویِ آنها هست.

باری، كلیۀ اتفاقاتِ دنیای روایت را میتوان به دو گروه تقسیم كرد: اتفاقاتِ رئالیستی و اتفاقاتِ فانتزیك. بدیهی است كه منظور از اتفاقات رئالیستی آن اتفاقاتی است كه فرضِ واقعی بودنِ آنها به هیچ وجه شگفتآور نخواهد بود و نظیر آنها در عالم واقع هم دیده می شود. اما اتفاقات فانتزیك عكس این است. یعنی نمیتواند در عالم واقع هم تصورپذیر یا تحقق پذیر باشد. به عبارت دیگر «شگفت آور» خواهد بود مثلاً شخصیتهای فانتزیك در عالم واقع هم وجود داشته باشند، یا حوادث فانتزیك در عالم واقع هم اتفاق بیفتند. همانطور كه گفتم، هم داستانهای رئالیسم جادویی این عنصر شگفت را در خود دارند، هم روایتهای سوررئالیستی. اما خواهیم دید  حتی شگفتیهای آنها هم از لحاظ ماهیت با هم فرق میكند.

سورئالیسم
سورئالیسم

در كتاب خنده و فراموشی میلان كوندرا فصلی هست كه میدانی را  که رقصی دستهجمعی در آن در حالِ اجراست توصیف میکند. آن قسمت از روایت كه میدان را توصیف می كند كاملآ رئالیستی است. اما قسمتی از آن رقص كه در این میدان اجرا می شود از نوع فانتزی است. چون در جایی از این رقص، گروهِ رقصندگان چنان به وجد میآیند كه ناگهان از زمین به هوا بلند میشوند و رقصشان در آسمان ادامه پیدا میكند. بیشتر بخوانید

عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان هستم ، پزشک ، نویسنده و مترجم

فهرست‌ مطالب - تلگرام

حقایقی در مورد کتاب شازده کوچولو

کتاب شازده کوچولو را آنتوان دو سنت اگزوپری نوشته است.آنتوان دو سنت اگزوپرى از اشراف‏زادگان فرانسه بود. نسبش حتى به پادشاهان فرانسه می‌رسيد. هم از طرف مادر، هم از طرف پدر. براى همين بود كه با روش تربيتى مخصوصی بزرگ شد. حتى تحصيلاتش هم، تا پايان دبيرستان، در خانه صورت گرفت. ظاهراً براى همين بود كه خلق و خوى خاصى داشت. فرانسه جايى است كه محفل‏گرايى و رفت و آمد به محفل‏ها، و مخصوصاً كافه‌‏ها، خيلى در بين نويسندگانش رايج است. اما سنت اگزوپرى هيچ‏گاه از اين كارها نكرد. او ظاهراً با هيچ‏ کدام از نويسندگان فرانسه هم رفاقتى نداشت. اما انگار برای یکی از آنها احترام خاصی قائل بوده است. این شخص، آندره برتون بوده. از بنیانگذارانِ مکتبِ سوررئالیسم و رهبرِ جنبشِ آن. بیشتر هم به نظر میرسد که « نادیا»ى آندره برتون است که این احترام را در قلب سنت اگزوپرى برانگيخته بود. برتون این رمان را بر اساسِ بعضى اتفاقاتِ واقعیِ زندگيش نوشته است. او داستانِ آشنایی اش با دختری به نام نادیا و سرانجامِ تلخِ آن آشنایی را در آن کتاب روايت کرده است.

کتاب شازده کوچولو
کتاب شازده کوچولو

برتون در سرتاسر عمرش وارستگى و آزادگىِ كامل در تفكر و تخيل را تبليغ میکرد. همين طور برترىِ عشق بر عقل را. نادیا هم، علاوه بر این که  انسانِ فوقالعاده وارستهای بود، تخيل و تفكرش دقيقاً همان ‏طور بود كه آندره برتون آن را تبلیغ میکرد. برتون یک جورهایی خودش را در آن دختر پیدا کرد، و حتی در برابرِ او کم آورد. راوىِ کتاب شازده کوچولو هم، كه شازده کوچولویش خيلى شبيهِ خودِ سنت اگزوپرى است، موجودِ واقعاً وارستهای است، و طرزِ فکر خاصی دارد. آن راوی هم خودش را در شازده كوچولو پيدا مى‏كند، و در برابر او کم میآورد. کتاب شازده کوچولو، از نظر وارستگى، و آزادى تخيل و تفكر، دقيقاً مثل نادياست.

راوى «ناديا»، كه خودِ آندره برتون است، خودش را در شروعِ روايتش آدمِ تنها و خاصى معرفى مى‏کند. راوىِ کتاب شازده کوچولو هم همين ‏طور. او هم خودش را در شروعِ روايتش آدم تنها و خاصى معرفى می‌کند. بیشتر بخوانید

عباس پژمان

عباس پژمان

عباس پژمان هستم ، پزشک ، نویسنده و مترجم

فهرست‌ مطالب - تلگرام

داستانک عریان | لزلی هریسون

من درون بدنم هستم. اینجایم، در برابر تو. دمای این اتاقم. در عریانی خود لختم؛ من نور و سایه‌ای هستم که تو احساس می‌کنی. بیشتر شبیه سایر مردمم تا شبیه تو. قبل و بعد دارم. خودمم، کاملا و فقط. بیرون و درونم در ادامه همند. من ماهیچه‌ام، اندام، سیال، استخوان. به یاد ماندنی‌ام. تو تنها کسی هستی که مرا می‌بیند.
II
من همین‌طور که هستم عریان نیستم؛ وقتی تو مرا می‌بینی‌ عریانم. شفافم، تقریبا قابل دیدن. یک زمان و یک مکان دارم. ایلیاتی و اگزوتیکم. همیشه باید شی‌ای حمل کنم. تو قهرمانانه‌ای. من یک موزه‌ی کاملم، داستان ساخته شدن خودم. برای تو یک آینه‌ام؛ تو در نگاه به من منعکس شده‌ای. در بهترین حالت، تو را تقلید می‌کنم. تو مرا می‌نویسی. وقتی بروی، دیگر وجود نخواهم داشت.
III
من یک نقطه واحد آگاهم. بی‌تفاوتم. از خود گذشته‌ام، مثل یک تصویربرگردان. پیشاتاریخی‌ام، قبل از تعریف. بدنت روی من می‌افتد. عمق دارم و تابناکم. نه اینجایم و نه آنجا؛ گستره‌ی‌ بی‌نهایت دارم. در دنیای زنده زندگی می‌کنم، نور و تاریکی درون سرم مثل جوهر یک رویا. من یک تاریک‌خانه‌ام، خود اتاق. هم می‌ستایم و هم مقاومت می‌کنم.

مترجم : مهدی گنجوی 

مهدی گنجوی

مهدی گنجوی

مهدی گنجوی هستم، نویسنده، شاعر، منتقد و ویراستار

فهرست‌ مطالب - وب‌سایت - تلگرام